آقا بگذارید یه مقدار کاسبی کنیم

۱۵ فروردین ۱۳۹۷
سلسله خاطرات تبلیغ دین در ساحل

سلسله خاطرات تبلیغ دین در ساحل

قسمت هشتم:

روزهای اول برنامه های ساحل که در بین مردم قرار گرفتیم اولین مخالفت ها از سوی قایقران ها، بلال فروش ها و کاسب هایی که درآنجا مشغول کسب وکار بودند ابراز شد.

می گفتند اگر ممکن است اینجا کار نکنید!!
ما هم با لبخند جواب می دادیم به روی چشم و به راحتی حرف آنها را روی سر می گذاشتیم و کمی آن طرف تر مشغول فعالیت های تبلیغی خودمان می شدیم.
تا اینکه بعد از چند روز فعالیت و ارتباط گیری با مردم و همچنین جذابیتی که برای مسافران ساحل ایجاد شد و استقبالی که از سوی آن ها صورت گرفت، به لطف خدا کاسبان ساحلی هم نگاهشان نسبت به ما تغییر کرد تا جایی که حتی حاضر می شدند با ما همکاری کنند و از لوازم و امکاناتی که برای برنامه های ساحل تهیه کرده بودیم مراقبت و نگهداری کنند.
البته ناگفته نماند که یکی از دلایل تغییر نگاهشان نسبت به ما این بود که ما سعی می کردیم برای اهدای جوایز از خود کاسبان ساحلی خرید کنیم؛ به عنوان نمونه یکی از جایزه هایی که به بچه ها وخانواده های آنها می دادیم بلالی بود که در ساحل فروخته می شد و یا از کسانی که موتور چهار چرخ کرایه می دادند موتور کرایه می کردیم و جایزه می دادیم.
البته در بعضی از روزها کار به جایی می رسید که خودشان برای کمک به ما می آمدند و می گفتند ما به سه نفر از برنده های شما جایزه رایگان می دهیم.
و این ها همه از زیبایی های خوش اخلاقی در بین مردم می باشد.
همانگونه که خداوند به رسولش میفرماید: اگر این همه آدم به دور تو جمع شده اند فقط به خاطر اخلاق زیبای تو هست.
و رسول خدا نیز می فرماید: انما بعثتُ لاتمم مکارم الاخلاق.
به امید اینکه اخلاق خوش در جامعه و در میان خانواده ها فراگیر شود.

به قلم: حامد امامی نژاد