در کنار فوتبالیست های جوان

۱۱ فروردین ۱۳۹۷
سلسله خاطرات تبلیغ دین در ساحل

سلسله خاطرات تبلیغ دین در ساحل

قسمت ششم:

به همراه دوستان طلبه در ساحل مشغول قدم زدن بودیم که با صحنه ای عجیب و جذاب مواجه شدیم.

گروهی از ورزشکاران جوان که احتمالا فوتبالیست هم بودند وارد ساحل شدند و با شور و شوقی مثال زدنی همراه با مربیان، به سمت دریا می آمدند.
گویا همه ی توان جوانی شان را به کار گرفته بودند تا با هیجان زیاد در ساحل ابراز احساسات کنند.

به همراه دوستانم فرصت را غنیمت شمردیم و به سمتشان رفتیم، وقتی که نزدیکشان شدیم شروع کردند به تشویق کردن ما و خواندن شعرهای جمعی؛ ما نیز در مقابل این ابراز احساسات پرشورشان صمیمانه تشکر کردیم و حضورشان را در شهر مادری مان خیر مقدم گفتیم و دقایقی را با هم به گفتگو پرداختیم.

در کنار حرفهایمان، در جمع پرشورشان این نکته را یادآوری کردم که ورزشکار علاوه بر قهرمانی اش باید یک پهلوان هم باشد و این روایت پیامبر (ص) را نیز برایشان گفتم که قهرمان واقعی کسی است که بر هواهای نفسانی خود غلبه کند؛ و به عنوان نمونه چند مورد از ورزشکاران با اخلاق و پهلوان صفت کشور را برایشان را مثال زدم.

از حرفهایم استقبال کردند و آرزو داشتند همینگونه باشند که پیامبر رحمت فرمود.
فرصتمان محدود بود و بیشتر از چند دقیقه نمی توانستیم در کنار هم باشیم؛

از اینکه در کنار ما با شوخی و خنده احساس راحتی می کردند خوشحال بودند و این خوشحالی را می شد به راحتی از چهره شان فهمید.

به راستی سیمای واقعی اسلام مگر غیر از این است؟، اینکه روحانیت از بدنه مردم جدا نباشد و مردم در کنارش احساس راحتی کنند و او با گشاده رویی پذیرای حرفهایشان باشد.

مگر اینگونه نیست که “الاسلام حسن الخلق”؟
و مگر موفقیت در گرو خوشرویی نیست؟
همانگونه که نبی دلها و پیامبر خوبی ها به آن توجه داشتند.

به قلم: حسن قلی نژاد